
نه هر کس چهره به قهر خشمگین سازد(از عادات معشوقهای قدیم- یا به معنای زیبا ساختن چهره)رموز دلبری میداند'>داند و نه هر که آیینه بسازد چون اسکندر جهانگیر شود.۲- و نه هر کس کلاهش را کج گذارد و با تکبر نشیند، راه و رسم تاجداری و پادشاهی میداند( خانلری: کله کج نهاد)۳-تو مانند فروهمتان در برابر تسلیمش مزد نخواه، که دوست خود آگاه است(نجم رازی: عبودیت از بهر بهشت و دوزخ مکن چون مزدوران، بندگی ما از اضطرار عشق کن چون عاشقان.مرصاد، ۱۷۱)۴- با اعراض ازین مدعیان، شیفته آن رند مفلسم که بیتوجه به همه وابستگیها درویشوار کیمیاگری میکند( حالمان را به حال خوش تبدیل میکند)۵- پس ای معشوق زیبا! تو نیز وفاداری بیاموز! وگرنه ستم و قهر را همه میدانند( خانلری: وفای عهد)۶- دلباخته معشوق شدم و نمیدانستم فرزند آدمیزاد چو...
ادامه مطلب
گفتم ای دل آینه کلی بجورو به دریا، کار بر ناید به جومومن چون آیینه پاکی است اما برای شروع در مشاهده جهان معنوی است.مانند جوی محدود است.پس از آن به سراغ ولی خداوند برو که آیینه کلی است و چون دریا وسیع است.(ولایت شمسیه و قمریه هم گفته اند.مومن چون ماه و "ولی" چون خورشید است.)دیده تو چون دلم را دیده شدشد دل نادیده غرق دیده شد99در وصف حسام الدین (آینه شمس):وقتی چشم جان تو به جان و دل من رسید،دارای چشم...
ادامه مطلب