آرامش و پرواز روح Relax and Flying Spiri

متن مرتبط با «ادامه داستان عشق واحساس من» در سایت آرامش و پرواز روح Relax and Flying Spiri نوشته شده است

کلمات سقراط در بیخودی و عشق ۵

  • نیلوبلاگ

    همه میکوشند معشوق خود را به صورت خدای خود درآورند و او را به خدایی که میپرستند مانند کنند.از عاشق جز نیکی به معشوق نمیرسد و آنگاه که دل معشوق را به دست آورد، میکوشد تا به او اسرار خدایی را بیاموزد.دل معشوق را چگونه به دست توان آورد؟گفتم که نفس سه قسمت دارد:اسب دست راست، بالایی کشیده و بینی عقابی دارد به رنگ سفید و چشمان سیاه، جوینده شرف و بزرگی ولی فروتن. دارای اعتدال و حقجو.برای راندنش سخنی و نوازشی کافی است.اما اسب دیگر، خمیده و زشت اندام، رنگ سیاه، چشمان زاغ و خون آلود.گردن کوتاه و کلفت و چهره پهن. خمیرهاش از گستاخی و غرور. گوشهایش کر است و با تازیانه هم به سختی میتوان راندش.وقتی ارابهبان به معشوق نزدیک میشود، گرمی محبت فرا میگیردش، اسب خوب را شرمساری مانع میشود که به سوی معشوق بجهد، ام...

    ادامه مطلب
  • زندگی چیست؟ ( ادامه تصویرها 10)

  • نیلوبلاگ

    زندگی دریافت موجهای شوق است!چه از خود یا دیگران، چه از آدمی یا آفریده دیگر، چه مشاهده یا احساس! + نوشته شده در دوشنبه ۱۴۰۳/۰۲/۰۳ ساعت ۱۲:۵۰ ب.ظ توسط مهدی صحافیان  |  بخوانید...

    ادامه مطلب
  • واعظان کاین جلوه در محراب و منبر میکنند/ چون به خلوت میروند آن کار دیگر میکنند(۱۹۹)

  • نیلوبلاگ

    واعظان ریاکار که این گونه در محراب و منبر مسجد خودنمایی میکنند، وقتی به خلوت میروند همان کارهایی که دیگران را از،آن منع میکنند انجام میدهند.۲-مشکلی دارم، از فقیه حاضر در مجلس بپرسید که چرا آنان که مردم را به توبه دعوت میکنند، خودشان توبه نمیکنند؟!۳- آری گویا روز جزا را باور ندارند که این گونه در کارهای حق، ریا و دورویی میکنند.۴- خدایا! این تازه به دوران رسیدههای مدعی را بر سر جای خودشان بنشان که به داشتن غلام ترک و مرکب خوب، فخر میفروشند.۵- ای آنکه از روی نیاز و درد به خانقاه آمدهای! برخیز مشتاقانه به دیرمغان رویم که آنجا آبی گوارا میدهند که دلها را بینیاز میکنند- خانلری: میدهند آبی و-(خواجه عبدالله: غنا توانگری است. جمله آن سه چیز است. غنای مال، خوی و دل-صد میدان، ۶۴)۶-زیبایی شیرین و تمام...

    ادامه مطلب
  • عشق و درک لحظه- سهراب درک لحظه و عشق را در هم میتند

  • نیلوبلاگ

    و عشقسفر به روشنی اهتراز خلوت اشیاست.و عشقصدای فاصله هاست.صدای فاصلههایی که- غرق ابهامند- نه،صدای فاصلههایی که مثل نقره تمیزندو با شنیدن یک هیچ میشوند کدر.همیشه عاشق تنهاست*و دست عاشق در دست ترد ثانیه هاست*و او و ثانیهها میروند آن طرف روز.و او و ثانیهها روی نور میخوابند*و او و ثانیهها بهترین کتاب جهان رابه آب میبخشند.و خوب میدانندکه هیچ ماهی هرگزهزار و یک گره رودخانه را نگشود.و نیمه شبها، با زورق قدیمی اشراقدر آبهای هدایت روانه میگردندو تا تجلی اعجاب پیش میرانند( هشت کتاب/مسافر)*تنهایی عاشق همراه فراق سازنده است. او با درک لحظه'>لحظه و ثانیههای ترد و شاداب و خوابیدن بر بستری از نور، چه شوقی در هستی افکنده!دکتر مهدی صحافیانآرامش و پرواز روح + نوشته شده در پنجشنبه ۱۴۰۲/۰۹/۱۶ ساعت ۹...

    ادامه مطلب
  • سمنبویان غبار غم چو بنشینند، بنشانند پریرویان قرار از دل چو بستیزند، بستانند(۱۹۴)

  • نیلوبلاگ

    زمانی که معشوقان یاسمن بو، در کنارت بنشینند غبار غم را فرومینشانند، اما چون به ستیزه برخیزند آرام و قرار از دلت خواهند گرفت.۲- چون دلهای عاشقان را به فتراک ستم بر اسب ببندند بستهاند و چون گیسوان خوشبو را باز کنند جانها را آشفته و پراکنده میکنند.۳- (از ناز و زیبایی)اگر در مدت عمر، یک لحظه همنشینمان شوند برمیخیزند، اما پس از برخاستن آنها، نهالهای شوق در جانمان نشانده میشود.۴- به اشک عاشقان گوشهگیر اگر نظری بیفکند مروارید یافتهاند و پس از آن اگر ارزش این کار را بیابند دیگر چهره مهربانشان را از عاشقان نخواهند گرفت.۵- آنگاه که با دهان و دندان شیرین میخندند، از چشمانم اشکهایی چون یاقوت اناری میبارد که در پی آن، راز عشق را از چهرهام میخوانند.۶- آنکه دوای درد عشق را آسان پنداشته از اندیشه درمان آن...

    ادامه مطلب
  • ذکر ابوسعید در منطق الطیر عطار 1("وقت خوش"بهشت نقد تصوف و عرفان)55

  • نیلوبلاگ

    گفتگوی ابوسعید مهنه با پیری روشنضمیر دربارهٔ صبر:شیخ مهنه* بود در قبضی عظیمشد به صحرا دیده پر خون، دل دو نیمدید پیری روستایی را ز دورگاو میبست و ازو میریخت نورشیخ* سوی او شد و کردش سلامشرح دادش حال قبض خود تمامپیر چون بشنید گفت ای بوسعید*از فرود فرش تا عرش مجیدگر کنند این جمله پر ارزن تمامنه به یک کرت، به صد کرت مدامور بود مرغی که چیند آشکاردانهٔ ارزن پس از سالی هزاراز درش بویی نیابد جان هنوزبو سعیدا* زود باشد آن هنوزتا طلب در اندرون ناید پدیدمشک در نافه ز خون ناید پدیدهرکه را نبود طلب، مردار اوستزنده نیست او ، صورت دیوار اوستهرکه را نبود طلب حیوان بودحاش لله صورتی بیجان بودچون تنک مغز آمدی بیدل شدیکز شراب، مست لایعقل شدیمی مشو آخر به یک میمست نیزمیطلب چون بینهایت هست نیز(وادی طلب)- ارتباط...

    ادامه مطلب
  • ذکر ابوسعید در منطق الطیر عطار 2("وقت خوش"بهشت نقد تصوف و عرفان) 56

  • نیلوبلاگ

    حکایت ابوسعید مهنه با مستی که به در خانقاه او آمدبوسعید مهنه* با مردان راهبود روزی در میان خانقاهمستی آمد اشکریزان بیقرارتا در آن خانقاه آشفتهوارشیخ کو را دید آمد در برشایستاد از روی شفقت بر سرشگفت هان ای مست! اینجا کم ستیز!از چه میباشی، به من ده دست و خیز!مست گفت: ای حق تعالی یار تو!نیست شیخا دستگیری کار تو!شیخ در خاک اوفتاد از درد اوسرخ گشت از اشک روی زرد او(فی وصف حاله-در تذکره الاولیا و مصیبت نامه هم گذشت)حکایت ابوسعید مهنه با قایمی(دلاک) که شوخ بر بازوی او میآوردبوسعید* مهنه در حمام بودقایمش افتاده مردی خام بودشوخ(چرک) شیخ آورد تا بازوی اوجمع کرد آن جمله پیش روی اوشیخ را گفتا بگو ای پاک جان!تا جوانمردی چه باشد در جهان؟شیخ گفتا: شوخ پنهان کردن استپیش چشم خلق ناآوردن استاین جوابی بود بر...

    ادامه مطلب
  • آن کیست کز روی کرم با ما وفاداری کند؟ بر جای بدکاری چو من یکدم نکوکاری کند(۱۹۱)

  • نیلوبلاگ

    آیا بزرگ منشی پیدا میشود که( پس از این همه فراق؛ معشوق یا حال خوش) وفادارمان باشد و در حق بدکرداری مانند من( ایهام:مانند من به جای بدی خوبی کند) نیکوکاری پیشه کند.۲- نخست پیام دلکشش را با نوای موسیقی به دل رساند، پس از آن با یک پیمانه شراب بیخودی بر سر وفا رود.۳- دلم در این فراق فرسوده شد، اما نومید نیستم در انتظار کامرواییاش میمانم(خانلری: کار دلم)۴- در شکایت از این فراق گفتم حتی یک بار هم گیسوانت را باز نکردهام، پاسخ داد: خودم به آنها گفتهام تو را در فراق بگذارند.۵-صوفی پشمینهپوش با اخلاق تندش یقینا از عشق بهرهای نبرده است.از این مستی رمزی برایش بازگو، تا بیخود شود(خانلری: تنگخو- همه دریافتها و خلقهای نیکو در دوری از خودخواهی است)۶- (در نفی خودخواهی)گدای بینام و نشانی چون من، چگونه معشوق...

    ادامه مطلب
  • مرا به رندی و عشق، آن فضول عیب کند/ که اعتراض بر اسرار علم غیب کند(۱۸۸)

  • نیلوبلاگ

    آن زیادهگو به رهایی و عشقورزی من خرده میگیرد و با این کار به رازهای غیبی که در عشق ورزیام نهفته است اعتراض میکند.۲- تو به اعتلایی که در راز عشق هست بیاعتنایی و تنها به نقصان گناه مینگری، آری هر که بیهنر باشد فقط عیبها را میبیند( خانلری: صدق محبت-حافظ گناه عشق ورزیاش را میبیند اما با کیمیاگری از آن عشق حق را به دست میآورد)۳-(پس این را بدان) که حوری بهشتی آن لحظه بوی خوش دارد که عطر میکده ما را در گریبان داشته باشد.۴- نازهای ساقی ما چنان راه دل اهل اسلام را میزند، که ازین شراب مگر صهیب(صحابی رومی پیامبر که شهره پاکدامنی بود) کند.۵- کلید گنج خوشبختی و کمال آدمی، مورد پذیرش بودن سالکان است و تردیدی در این نکته روا نیست( خانلری:مباد کس-به پذیرش عوام و این فضول نیازی نیست)۶- شبان وادی ایمن(جانب ...

    ادامه مطلب
  • وقت خوش در طبقات الصوفیه و مناقب الصوفیه("وقت خوش"بهشت نقد تصوف و عرفان)36

  • نیلوبلاگ

    شیخ الاسلام گفت: که بوبکر دقی گفت: کی به نصیبین شدیم مهمان سمیعی، وقت خوش* بود و قوال خوش بود، هیچ بیگانه نبود، هیچ جوشی نمیبود و همه آرامیده بودند. سمیعی گفت وقت* طبیب و قوال طبیب و در ما تضادی نیست پس این خمود چیست؟ دقی گوید که گفتم: وقت* ما فراتر از آسمان است. سمیعی گفت: چون میگویی؟ گفتم اینچه او میخواند همه از من و از توست هموار میآید، کی من و تو در تصوف من کجا بود، صوفی را جز از یک نبود. حالی پدید آمد و شوری که همگان جامه میدریدند و میافتادند و بانگ میکردند، هیچکس نبود مگر که جامه دریده بود.(طبقات الصوفیه بخش 152)دیگر چون در خانقاهی روند گویند باید که مسافر دست راست خالی دارد. بنای این بر آن است که رسول فرمود که مسلمانی به مسلمانی رسد که دست راست او بگیرد که هیچ دو مسلمان به هم نرسند ...

    ادامه مطلب
  • بعد از این دست من و دامن آن سرو بلند /که به بالای چمان از بن و بیخم برکند(۱۸۱)

  • نیلوبلاگ

    پیوسته ملازم و متمرکز معشوق سرو قامتم خواهم بود که با قامت موزونش بیطاقتم کرده است(لسان الغیب در بی تابی عشق، تمرکز پیوسته بر معشوق را برای دوام حال خوش خواهان است)۲- نیازی به شراب و نوازنده نیست، فقط پرده از چهره زیبایت کنار بزن تا بر آتش رخسارت چون سپند به رقص آیم.۳- هیچ صورتی چون آیینه عروس صاف و درخشان نخواهد شد مگر در زیر سم اسب محبوب لگدمال شود( از تیرگیها پاک شود)۴- از بیتابی عشقت اسرارش را هر چه باشد فاش خواهم کرد چگونه و تا کی تاب بیاورم؟!۵- ای صیاد! آهوی خوشبویم را نکش، از چشمان سیاهش شرم کن و رهایش کن( اندیشههایی که حال خوش را به اسارت گرفتهاند)۶- بیان بیتابی: من که اسیر خاک شدهام چگونه بر قصر معشوق بوسه زنم در حالی که از دریچه دنیای خاکی توان عبور ندارم؟!۷- با این حال دلبند همان ...

    ادامه مطلب
  • معرفی رمانهای جهانی مولانا ۱۵ ملت عشق ۱۲( سخن پایانی و ابراز تاسف)

  • نیلوبلاگ

    ملت عشق با راویهای بسیار،خواننده را با خود بر تپههایی سرشار از هیجان و زیبایی سیر میدهد: الا ۲۴ بار - قاتل ۲- شمس ۱۴- مرشد۲-مرید ۳- نامه برهان الدین واعظ به بابازمان و بالعکس ۲ -رومی ۷ - حسن گدا ۲- رز صحرا، لکاته ۵ - سلیمان دائم الخمر ۵- جزماندیش(عموی بیبرس پاسبان) ۲- علاءالدین۵ - کرا۵ -کیمیا ۶ - بیبرس جنگاور ۲-سلطان ولد۵ - هشام شاگرد مکتب ۱ بار تکرار شدهاند.عزیز به الا: تصوف بهت یاد میده چطور قبل از مرگ بمیری... تنها چیزی که میتونم به تو بدم لحظه حاضر هست.این همه چیزیه که من دارم.ولی واقعیت اینه که بقیه هم چیزی بیشتر از این ندارن.ما فقط دوست داریم تظاهر کنیم که هنوز وقت داریم.چرا باید همیشه با همه چیز بجنگیم؟ جنگ با تورم، سرطان، فساد حتی جنگ با اضافه وزن...ص ۳۷۳ابراز تاسف: مولانا یکی از گنج...

    ادامه مطلب
  • معرفی رمانهای جهانی مولانا ۱۲ ملت عشق ۹(برگزیدههای ادبی)

  • نیلوبلاگ

    آنها؛ الا و دیوید نه تنها در شهر واحد، حتی در قارهای واحد هم زندگی نمیکردند، فرسنگها دور از هم. تفاوت آنها تا حد شب و روز بود... عشق چنان با تعجیل و ناخوانده بر "الا" وارد شد که پنداری سنگریزهای از ناکجا به تالاب ساکن زندگیاش پرت شده بود. ص۹اهل تصوف: سر قرآن در سوره فاتحه، سر فاتحه در بسم الله، جوهر اعلای آن"ب"، و نقطه زیر آن سراسر عالم.مثنوی با "ب" آغاز میشود، مثل فصلهای این کتاب.ص ۲۴شمس در کاروانسرای سمرقند: سرایی بزرگ با حیاطی پر از شکوفههای رز زرد و چاهی در میانه آن با خنکترین آب جهان...مردی میانسال با سیمایی خونگرم و چشمان میشی فرو رفته از خانه بیرون آمد تا مرا بیابد، هوار میکشید شمس، شمس، کجایی؟باد نیرومندی وزید و ماه پشت ابری پنهان شد، پنداری نمیخواست شاهد آن چیزی باشد که رخ میداد، جغ...

    ادامه مطلب
  • عشق بر پایه عقل امام حسین(ع)

  • نیلوبلاگ

    در مورد فداکاری امام حسین زیاد شنیده ایم اما در باره کار خردمندانه و حساب شده ایشان کمتر.امام حسین (ع) با قیام خودش یک سلسله بزرگ حکومتی یعنی بنی امیه را ازمیان میبرد.مرور کنید زمان امام حسین(ع) را، پدر ایشان حضرت علی از نظر جامعه با فریب معاویه کاملا طرد شده و لعن او در منابر و بعد از نماز واجب است.برادر ایشان با فریب، شهید شده است وخود حضرت را نیز چیزی به حساب نمیآورند و فقط می گویند یا بیعت می کند، یا کشته می شود.قبل از این که امام حسین این کلمات را عاشقانه بر زبان جاری کند که ((اگر دین محمد جز با کشتن من مستقیم نمی شود پس ای شمشیرها مرا درآغوش بگیرید)) کاملا با برنامه ریزی دقیق به فکر تثبیت اندیشه خود و از میان بردن مکر و فریب یک حکومت بزرگ و پیچیده است که معاویه طی نیم قرن آن را پایه ر...

    ادامه مطلب
  • معرفی کتاب منظومه عاشقانه سسی و پنون( حسن و ناز)

  • نیلوبلاگ

    تصحیح وانتشار متون با ارزش ادبی ایران، گامی استوار برای بازیابی فرهنگ با افتخار این سرزمین است.کتاب منظومه عاشقانه سسی و پنون( حسن و ناز) تصحیح مقدمه و توضیحات دکتر مهدی صحافیان، منظومه عاشقانه بلوچی با پیروی از خسرو و شیرین نظامی است.لطفا برای تهیه کتاب پیام دهید تا از طریق پست آن را دریافت کنید.با سپاس از ابراز محبت دوستان و دانشجویان ارجمند در چاپ کتاب منظومه عاشقانه سسی و پنون ، احتراما اعلام می گردد کتاب در انتشارات امام، کتاب قلم و پردیس کتاب( خ ابن سینا مشهد )موجود است. بخوانید...

    ادامه مطلب
  • خوش است خلوت، اگر یار، یار من باشد نه من بسوزم و او شمع انجمن باشد(۱۶۰)

  • نیلوبلاگ

    وه! چه زیبا خلوتی است یکی شدن من با معشوق! نه سوختن من در فراق و جلوه گریاش برای همگان.۲- (پس از سلطنت عشق) انگشتر پادشاهی سلیمان( اسم اعظم- مهین- بر آن بود و بر جن و انس حکم میراند)را به هیچ میگیرم، همان که دیوی بر آن دست پیدا کرد و چیرگی سلیمان از میان رفت.۳-خدایا مپسند که در حریم وصالت، رقیب آشنای دیدار گردد و من محروم شوم(دیدار و یگانگی با حق موهبت الهی است- وادی فقر وفنا')۴-به همای، پرنده خوشبختی بگو: هرگز سایه سعادت بر آن سرزمین(خانلری: بر آن دیار) نیندازد که طوطی از کلاغ کمبهاتر باشد(نکته مهم بناشدن جامعه آرمانی: جامعه از آن روزی زمین میخورد که بزرگان و هنرمندانش را زمین میزند- این نکته در دوره تمدنی ایرانی- اسلامی رعایت میشده و اکنون در جهان پیشرفته )۵-نیازی به ابراز شوق نیست، سوزش آ...

    ادامه مطلب
  • چرا عشق؟! ۳

  • نیلوبلاگ

    حرکت آفرینی عشقهر شبي عشقت جگر مي سوزدمهمچو شمعي تا سحر مي سوزدمبي پر و بال توام تا عشق توگاه بال و گاه پر مي سوزدمعطار غزل ۴۹۵وقتی فراق دردهای بیشمار آرد و رسیدن به وصال سختتربن کار، تمام دشواریها برای عاشق سهل میگردد و در مقایسه با سختی فراق آنها را خرد و قابل انجام میداند و این یعنی حرکت آفرینی عشق!عشق سوزاننده تاریکیهای درونصیقل عشق ورا بگزین که تا از آینهتزود بزداید به لطف خویشتن او زنگ زنگمولانا، غزل ۱۳۲۵بدیهای اخلاقی که غزالی، فیض کاشانی و ...کتابهای پر برگ( احیاء علوم الدین و...) بر آن نگاشتهاند، چگونه از وجود انسان رخت برمیبندد؟! وانگهی با رفتن هر بدی( حسادت، بزرگ بینی، خودخواهی، بدبینی و ...) دیوی دیگر سر در میآورد.آری عارفان و سالکان به درستی عشق را سوزاننده همه آنها و روشناییبخش ...

    ادامه مطلب
  • من و انکار شراب این چه حکایت باشد؟! غالبا این قدرم عقل و کفایت باشد(۱۵۸)

  • نیلوبلاگ

    چه حکایت غریب و باورنکردنی است، انکار شراب ازسوی من( پس از چشیدن طعم وقت و حال خوش) این قدر عقل و کاردانی دارم که چنین نکنم.۲-راه میخانه عشق را به درستی نشناخته بودم، وگرنه هرگز از این شراب پرهیز نمیکردم.۳- زاهد و خودبینی ونمازش، و من با شراب حال خوش و نیازم، تا تو ای معشوق دیرین، کدام را انتخاب میکنی و میپرورانی؟!(بیتردید نیاز؛ رند از ره نیاز به دارالسلام رفت)۴-عشق و حال خوشش در گرو هدایت اوست و زاهد از رسیدن به شاهراه رندی معذور است.۵- من که هر شب در حال خوشم، با نوای دف و چنگ، راهزن پارساییام، اکنون سر به راه شوم، این چه حکایتی است؟!۶-(و سرانجام بدان!) در تسلیم پیر مغانم که از نادانی(خودبینی و دین ظاهری) رهاییام داد، پیر ما آنچه انجام دهد عین توجه حق است(خانلری: عین ولایت باشد)شمس تبریزی:...

    ادامه مطلب
  • توحید و عشق

  • نیلوبلاگ

    "لا الا الا الله"( سوره ۳۷ ایه ۳۵ سوره ۴۷ آیه ۱۹ و در ۳۷ مورد مفهوم لا اله الا ...)"هیچ ستایش شدهای چون خداوند نیست"به حسن و خلق و وفا کس به یار ما نرسدتو را درین سخن انکار کار ما نرسدحافظ(غزل ۱۵۶)رکن اساسی عشق یکتا دانستن معشوق در زیبایی و دلپذیری است.درونمایه عشق در رکن اساسی توحید(شعار توحید) میدرخشد.دکتر مهدی صحافیانآرامش و پرواز روح بخوانید...

    ادامه مطلب
  • عشق ازلی

  • نیلوبلاگ

    بیا با حضور نورانی ات خدایمان را از تنهایی در آوریم و عشق ازلی را از سرزنش کروبیان رهایی بخشیم ۴ بهمن ۹۹ دکتر مهدی صحافیان آرامش و پرواز روح...

    ادامه مطلب