خرید بک لینک

نگاهت ؛نگاه ژرفت

بسان دریایی در نظرم هویدا شد

در مقابلت آتش شوق بود

افتاده بود به جان هیزمها

ما حصل عمرم ؛ماحصل دانش هایم را

در مقابلت سوزاندم

اکنون هیچ شده ام

Ton regard, ton regard profond

Il m'est apparu comme une mer

Le feu de l'enthousiasme était devant toi

Il a brulé des bûches

J'ai fait flamber le fruit de ma vie et celui de mes sciences

Maintenant, je ne suis plus rien

Août 2017

شعر سپید:دکتر صحافیان

ترجمه فرانسوی:دکتر اسماعیلی

آرامش و پرواز روح

برچسب: نویسنده: آریا محمدپور تاريخ: يکشنبه 6 بهمن 1398 ساعت: 14:46

صفحه بندی