آن شنیدی که عمر خطاب( بیت ۹۰۶۴)
دید قومی نشسته در محراب
کرد از آن قوم، میر عدل سوال
که کیانید و چیستان احوال؟
جمله گفتند ما رفیقانیم
همه یک راه و یک طریقانیم
...گفت عمر که بیحضور دگر
کیسه یکدگر کنید نظر؟
...جمله گفتند از آن خویش خوریم
وز زر و سیم یار بیخبریم
گفت عمر که کار محکم نیست
وین سخن جمله را مسلم نیست
به دل آنگه برادران باشید
که زر و سیم یار برپاشید
...صفت دوست از ره تحقیق
از علی بشنو ار نهای زندیق
دوست نادان بود، باید سوخت
باید این حکمت از علی آموخت...
1 در این حکایت گذشتن برادران از مال خود(یکی دانستن زر و سیم یکدیگر) را تعلیم میدهد که پایه نفی تعلق است( نفی خودخواهی) و در ادامه از هم نشینی با نادان نکوهش میکند.
دکتر مهدی صحافیان
آرامش و پرواز روح
برچسب:
نویسنده: آریا محمدپور