خرید بک لینک

اشعار رودکی(پدر شعر فارسی) 1

ما همه خوش خوریم و خوش خسپیم/تو در آن گور تنگ تنهایی

نه چنان خفتهای که برخیزی/نه چنان رفتهای که بازایی

قطعه 1

پوپک دیدم به حوالی سرخس/بانگک بر برده به ابر اندرا

چادرکی دیدم رنگین برو/رنگ بسی گونه بر آن چادرا

ای پرغونه* و باژگونه جهان/مانده من از تو به شگفت اندرا

* زشت و نازیبا

شانه سر خوش خط وخالی در اطراف سرخس، ذهن شاعر به واژگونگی 1 و ترکیب زشتی و زیبایی منتقل شده است.

قطعه6

بر کشتی عمر تکیه کم کن/کاین نیل نشیمن نهنگ است

قطعه 14

این جهان پاک خواب کردار است/آن شناسد که دلش بیدار است

نیکی او به جایگاه بد است/شادی او به جای تیمار است

چه نشینی بدین جهان هموار؟/که همه کار او نه هموار است

کنش او نه خوب و چهرش خوب/زشت کردار و خوب دیدار است

قطعه 17

مهر مفگن بر این سرای سپنج/کین جهان پاک بازیای نیرنج

به جهان که سرای مهمانی است دل نبند! که جهان سراسر بازیای نیرنگ آلود است.

نیک او را فسانه واری شو/بد او را کمرت سخت بتنج

خوبیاش را افسانه بدان و در بدیها کمرش را محکم بفشار.

قطعه 23

جهان به کام خداوند باد و دیر زیاد/بر او به هیچ حوادث زمانه دست مداد

درست و راست کناد این مثل خدای ورا/اگر ببست یکی در، هزار در بگشاد

خدای عرش جهان را چنین نهاد، نهاد/که گاه مردم شادان و گه بود ناشاد*

... این مصرع ساقط شده .../خدای چشم بد از ملک تو بگرداناد

*اساس جهان بر ترکیب شادی و ناشادی است.

قطعه شماره 27

دکتر مهدی صحافیان

آرامش و پرواز روح

برچسب: نویسنده: آریا محمدپور تاريخ: دوشنبه 2 مرداد 1402 ساعت: 21:53

صفحه بندی