منشینید از این سرود خموش
که شدم در سماع آن همه گوش
باز آغاز آن نوا کردند
ورد تسبیح خود ادا کردند
شد خلیل از نوای ایشان مست
داد یکبارگی عنان از دست
وقت خوش* یافت زان ترانه خوش
دست همت فشاند صوفیوش
هر چه بودش ز ملک و مال پسند
جمله در پای مطربان افکند
در سماعی که در وی از سر ذوق
نفشاند حریق شعله شوق(هفت اورنگ-دفتر دوم)
و در مقامات سلطان الطریقه شیخ 1 ابوالخیر* قدس سره مذکور است،
که روزی قوال در پیش ایشان این بیت بخواند:
اندر غزل خویش نهان خواهم گشتن
تا بر لب تو بوسه زنم چونش بخوانی
شیخ را وقت خوش* شد، پرسید که این شعر کیست؟ گفتند: از آنِ عماره.
فرمود: برخیزید تا به زیارت وی رویم و با جمیع مریدان به زیارت وی رفتند.
جهان ز برف اگر چندگاه سیمین بود
زمرد آمد و بگرفت جای توده سیم
نگارخانه کشمیریان به وقت* بهار
به باغ کرد همه نقش خویشتن تسلیم
غره مشو به آنکه جهانت عزیز کرد!
ای بس عزیز را که جهان کرد زود خوار!
مار است این جهان و جهانجوی، مارگیر
وز مارگیر، مار برآرد گهی دمار!
-عمارهٔ مروزی: از متقدمان و در ایام دولت سامانیان بوده است،
طبعی خوش و شعری دلکش داشته است(بهارستان-روضه هفتم)
دکتر مهدی صحافیان
آرامش و پرواز روح
برچسب:
نویسنده: آریا محمدپور