همچو داودم نود نعجه مراست
طمع در نعجه حریفم هم بخاست 1954
تمثیل دیگر برای تمامیت خواه بودن عشق و شوق دقوقی برای ملاقات اولیا ،
داستان داود نبی است که در آیه 23 سوره ص آمده است که داود نود ونه زن داشت اما چشمش به زنی بی نهایت زیبا به نام اوریا می افتد و او را نیز به عقد خود در می آورد (در حالی که خواستگار دیگری دارد)خداوند دو فرشته را به سوی او می فرستند که یکی می گوید برادر من 99 گوسفند دارد و من یکی اما چشم طمع به یک میش من دارد.
داود نبی متوجه اشتباه خود می شود و استغفار می کند.(این داستان در تورات نیز آمده ولی به گونه ای دیگر)
این تمثیل برای آن به کار رفته که عشق صد در صد است و اولیا خواستار همه جانها هستند که در اتصال به جان حق است.
هفت شمع از دور دیدم ناگهان
اندر آن ساحل شتابیدم بدآن
شوق جستجو و عشق صد درصدی دقوقی را به ساحلی می آورد که هفت شمع نورانی در آنجاست.عدد هفت کنایه از هفت ولی مخصوص خداوند و یا هفت اسم اصلی خداوند می باشد:زنده - اراده کننده -دانا-توانا-شنوا-بینا-سخنگو.
باز می دیدم که می شد هفت یک
می شکافد نور او جیب فلک
دوباره می دیدم که این هفت نور یکی می شد و پرتو نورش گریبان آسمان را چاک می داد.
جان هفت ولی یک جان است.
یا هفت اسم خداوند به یک ذات بر می گردد.
@arameshsahafian
برچسب:
نویسنده: آریا محمدپور