خرید بک لینک

حکایت دقوقی و کراماتش 2

در این تمثیل پر رمز وراز، زیباترین مباحث سلوک بیان می شود :
-اتحاد نوری اولیا در یکی شدن نور های هفت گانه و درخت ها تمثیل شده است.
-تجلی حق در لباس خلق
-تسلیم در برابر خداوند
-فهم توانایی، بینایی و مهربانی خداوند، آنجا که دقوقی برای غرق شدگان دعا می کند یعنی از خداوند سبقت گرفته است.

گفت پیغمبر شما را ای مهان
چون پدر هستم شفیق و مهربان

زآن سبب که جمله اجزای منید
جزو را از کل چرا بر می کنید؟1935

پیامبر فرمود من پدر حقیقی شما هستم(اتحاد جانها به یک سرچشمه)

جزو از کل قطع شد بیکار شد
عضو از تن قطع شد مردار شد

تا نپیوندد به کل بار دگر
مرده باشد، نبودش از جان خبر

جان آدمی که از جان کل یعنی پیامبر جدا شود مردار می شود.
اتحاد جان اولیا (مانند جان لطیف مولانا) با پیامبر (ص) کلید چرایی عظمت مثنوی است.

این همی گفتی چو می رفتی به راه
کن قرین خاصگانم ای اله

دقوقی هر روز در سفر بود تا یکی از اولیا را ببیند.

حضرتش گفت که ای صدر مهین
این چه عشق ست و چه استسقاست این

مهر من داری چه می جویی دگر
چون خدا با توست چون جویی بشر؟

حضرت حق به دقوقی گفت با محبت و حضور من به دنبال چه هستی؟؟!!

در میان بحر اگر بنشسته ام
طمع در آب سبو هم بسته ام

مولانا می فرماید عشق تمامیت خواه است و اولیا عاشق کل هستتد .
اگر در وسط دریا هم باشد باز شوق آب کوزه را هم دارد؛یعنی همه را ،بی نهایت را می جوید(توحید) .
@arameshsahafian

برچسب: نویسنده: آریا محمدپور تاريخ: يکشنبه 7 خرداد 1396 ساعت: 12:26

صفحه بندی