اگر اندك غباری, بر چهرهی آینه پدید آید, در حال به آستینِ كَرَم به آزرم تمام, آن غبار از روی آینه بر میدارد:
ما فتنه بر توییم تو فتنه بر آینه
ما را نگاه در تو, تو را اندر آینه
و در هر آینه كه در نهادِ آدم بر كار مینهادند, در آن آینهی جمال نُمای, دیده جمال بین مینهادند, تا چون او در آینه به هزار و یك دریچه خود را ببیند, آدم به هزار و یك دیده او را بیند.
در من نگری, همه تنم دل گردد
در تو نگرم, همه دلم دیده شود
اینجا, عشق معكوس گردد, اگر معشوق خواهد كه ازو بگریزد, او به هزار دست در دامنش آویزد. آن چه بود كه اول میگریختی و این چیست كه امروز در میآویزی؟»(مرصاد العباد ص43)
@arameshsahafian
برچسب:
نویسنده: آریا محمدپور