خرید بک لینک
ترک خودخواهی،گامی اساسی برای آگاهی و مشاهده اتصال خود با کانون هستی است( اینکه بخواهیم به وحدت با کانون هستی -حضرت حق- برسیم خود لایه هزارتوی خودخواهی است و اندیشه صحیح آگاهی و مشاهده اتصال دائمی است)اما با توجه به مطالب گذشته لایههای تاریک و نورانی بسیار زیادی در این میان هست که در عرفان تعداد آن هفت، هعتاد، هیجده، هفتاد هزار، هیجده هزار و یا بینهایت شمرده شده است.سرانجام آخرین مرحله، ترک "ترک خودخواهی" است همانطور که عطار در فقر و فنا میگوید:در کلاه ترک باشد سه ترگترک دنبا ترک عقبی ترک ترک-قسمتهای دیگری در بخش مهندسی ذهن وبلاگ و کانال با این موضوع در ارتباط است:-لایه های هستی و انسان-زندگی چیست ادامه تصویرها۷(زندگی جنگ بیرون راندن خویش است)-مهندسی ذهن و زوایای فکر۵(همه چیز در دنیای جسمانی نسبی و در دنیای جان مطلق است)دکتر مهدی صحافیانآرامش و پرواز روح + نوشته شده در سه شنبه ۱۴۰۳/۰۵/۳۰ ساعت ۸:۲۴ ب.ظ توسط مهدی صحافیان  |  ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آریا محمدپور تاريخ: دوشنبه 5 شهريور 1403 ساعت: 22:29

تفاوت خودخواهی و یافتن خویشانسان ترکیبی از نفس و خود حقیقی یا خدایی است. آنکه به خودخواهی میانجامد نفس و خواستههای سیری ناپذیر آن است که در کتاب خداوند به زیبایی تمثیل زده به پاسخ جهنم در سوال : " آیا پر شدی"( سیر شدی)؟ آیا بیشتر هم هست( هیچ وقت سیر نمیشوم)ق/ ۵۰و دمیده شده الهی یا تابش کانون در درون، پری یا یوسف زیبای درون و .... که یافتن آن همان یافتن خداوند است ( رمزگشایی از شطحیاتی مانند: انا الحق، لیس فی جبتی الا الله، سبحانی ما اعظم شانی و ....). لطفا به دریافتهایی از الهی نامه عطار ۴ و ۵ داستان"سرپاتک"هندی(پری زیبای درون به سخن میآید و می گوید من از اول با تو بودم، اکنون از وجودم آگاه شدی) در کانال و وبلاگ مراجعه نمایید.دکتر مهدی صحافیانآرامش و پرواز روح + نوشته شده در چهارشنبه ۱۴۰۳/۰۵/۳۱ ساعت ۸:۴۹ ق.ظ توسط مهدی صحافیان  |  ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آریا محمدپور تاريخ: دوشنبه 5 شهريور 1403 ساعت: 22:29

حذر ز فتنه آن چشم نیم باز کنندز میزبان سیهکاسه احتراز کنندبس که دیدم بیثباتی از جهانِ بیوفاخاکِ ساکن در نظر آبِ روانی شد مرابرگ آسایش ازین خاک سیهکاسه مجوکه بود از نفس سوختگان ریحانشمور صحرای قناعت دل شادی داردکه بود دست سلیمان به نظر زندانشبرات رزق تو بر آسمان نوشته خداتو از زمین سیه کاسه نان چه می خواهی؟ز اتفاق چار عنصر در بلا افتاد جاندر عقب یک صلح چندین جنگ هم می داشته است؟(صائب)هرکس به خاک میکده مست و خراب مُردآسوده از ثواب و خلاص از عذاب مردچشمی به دور دهر سیهکاسه سیر نیستاسکندرش به حسرت یک جرعه آب مُرداوضاع زشت عالم دون دیدنی نبودآسوده آنکه در شب مستی به خواب مُرداز جور بیحساب تو جاوید زندهایمزاهد ز بیم پرسش روز حساب مُردخون بیبهاست عاشق حاضر جواب راجان خواست از حزین لب او، در جواب مُرد(حزین)دکتر مهدی صحافیانآرامش و پرواز روح + نوشته شده در چهارشنبه ۱۴۰۳/۰۵/۳۱ ساعت ۹:۴۳ ق.ظ توسط مهدی صحافیان  |  ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آریا محمدپور تاريخ: دوشنبه 5 شهريور 1403 ساعت: 22:29

جایگاه نفی خودخواهی در ادیان و عرفانهاخودخواهی محور تاریکیهای درون و صفات نکوهیده اخلاقی است، که بر اساس نفسپرستی در همه آدمیان وجود دارد و پالایش درون و جوشش چشمه های ازلی در آن با نفی خودخواهی آغاز میشود.خودخواهی در ۳ مرحله جسم، ذهن و دل قابل بررسی است.آخرین مرحله سلوک و آخرین شهر عشق، یعنی فقر و فنا بر همین پایه استوار است. نفی خواستههای جسم و ذهن و از همه مهمتر دل، شرط ورود به این وادی است.مجموعه بزرگی از آموزههای ادیان و عرفانها مربوط به مبارزه با نفس است.نفس دشمنی بزرگ و جنگ با او جهاد اکبر، شرط وصول به نیروانا و ...از این رو میتوان گفت نقطه اشتراک و جوهره ادیان و عرفانها، مقابله و مبارزه با نفس است، چه در شکل رهبانیت مسیحی و یا ریاضت بودایی و صوفیانه و چه در شکل ادب نفس و کنترل آن توسط خرد.همچنین عیار سنجش کارهای نیک نیز هست. چگونه است که عزازیل پس از سالیان دراز عزت، با خودخواهی به دره ذلت سقوط کرد؟!دکتر مهدی صحافیانآرامش و پرواز روح + نوشته شده در چهارشنبه ۱۴۰۳/۰۵/۱۰ ساعت ۶:۵۰ ب.ظ توسط مهدی صحافیان  |  ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آریا محمدپور تاريخ: سه شنبه 16 مرداد 1403 ساعت: 16:30

ای معشوق بیهمتا! هر که حضور تو را با رنجش خاطر و ملالت ترک کند، کارش پیش نخواهد رفت و سرانجامی جز شرمساری ندارد.۲-آری کاروانی که انرژی خداوند نگهدار اوست(تداوم تاثیر سپاسگزاری از حضور معشوق)با آراستگی رحل اقامت افکند و با شکوه ادامه مسیر دهد.۳- رهرو راه عشق از روشنایی موهبت حق به معشوق رسد، چه در مسیر تاریک گمراهی به جایی نخواهد رسید( خانلری: طلبد راه)۴-در پایان عمر، کام خود را از شراب و معشوق بگیر، حیف است که روزگارت چون گذشته به بیهودگی صرف شود(خانلری:گروی آخر عمر)۵- ای راهنمای دل گمشدگان! به خاطر خدا یاریام نما! که ناآشنا جز با راهنمایی تو در مسیر معشوق نمیافتد.۶- داوری کردن در باره پردهنشینی و پرهیز یا مستی به سرانجام آنهاست(ایهام: آخر عمر یا نتیجه یعنی کدام به حال خوش که همان بهشت نقد است منجر میشود)از این رو، کسی نمیداند انسان با چه حالتی از جهان خواهد رفت.۷- پس حافظا! از چشمه گوارای معرفت و هدایت جامی حاصل کن! امید است که از دفتر دلت نقش نادانیها و آموزههای اشتباه سلوک پاک شود.( خانلری: به کف آور آبی)دکتر مهدی صحافیانآرامش و پرواز روح + نوشته شده در جمعه ۱۴۰۳/۰۵/۱۲ ساعت ۱:۶ ب.ظ توسط مهدی صحافیان  |  ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آریا محمدپور تاريخ: سه شنبه 16 مرداد 1403 ساعت: 16:30

جایگاه نفی خودخواهی در روانشناسی جدید و علوم ذهن شناسیمرگ نفس یا مرگ ضمیر (Ego death)،تجربه از دست دادن کامل هویت ذهنی خود است.بررسی این اصطلاح در علوم مختلف:- در روانشناسی یونگ، مترادف مرگ روانی به کار میرود که به دگرگونی اساسی روان اشاره دارد.-در اسطورهشناسی، چرخه مرگ و تولد دوباره، مرگ نفس مرحلهای از تسلیم شدن و گُذار است.همانگونه که جوزف کمپبل در پژوهش خود در مورد اسطورهشناسی، سفر قهرمان توصیف کرده است.در اساطیر مختلف جهان مطرح شده و همچنین به عنوان استعاره در برخی از جریانهای تفکر غربی معاصر نیز استفاده میشود.-در زمینه تجربه مصرف روانگردانها، اصطلاح مرگ نفس هممعنی با از هم پاشیدن ضمیر بوده و برای اشاره به از دست دادن (موقتی) حس وجود از خود به کار میرود.-این مفهوم همچنین در معنویت عصر نو و در درک مدرن ادیان شرقی برای توصیف از دست دادن دائمی "تعلق" ، به احساس جداگانهای از خود و بیمرکز محوری (در مقابل خود محوری) استفاده میشود.-این مفهوم به موثرترین بخش آموزههای اکهارت تولی نیز اشاره دارد، جایی که حس وجود از خود به عنوان انباشتهای از افکار و احساسات تعریف میشود که به طور مداوم به خود پرداخته و این تصور را ایجاد میکند که موجودی مجزا است و فقط با آزاد کردن و بیرون کشیدن هویت آگاهی انسانی از آن است که واقعاً میتوان از درد و رنج درونی رهایی یافت.دکتر مهدی صحافیانآرامش و پرواز روح + نوشته شده در شنبه ۱۴۰۳/۰۵/۱۳ ساعت ۸:۳۶ ب.ظ توسط مهدی صحافیان  |  ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آریا محمدپور تاريخ: سه شنبه 16 مرداد 1403 ساعت: 16:30

چشمه گوارای بهشت و تشنگی!

یا رب چه حکایتی است این عطش!

2 مرداد 1403

دکتر مهدی صحافیان

آرامش و پرواز روح

با سپاس ا زمهندس فرخ پور

+ نوشته شده در سه شنبه ۱۴۰۳/۰۵/۰۲ ساعت ۹:۵۳ ق.ظ توسط مهدی صحافیان  | 

برچسب: نویسنده: آریا محمدپور تاريخ: شنبه 6 مرداد 1403 ساعت: 13:20

همه میکوشند معشوق خود را به صورت خدای خود درآورند و او را به خدایی که میپرستند مانند کنند.از عاشق جز نیکی به معشوق نمیرسد و آنگاه که دل معشوق را به دست آورد، میکوشد تا به او اسرار خدایی را بیاموزد.دل معشوق را چگونه به دست توان آورد؟گفتم که نفس سه قسمت دارد:اسب دست راست، بالایی کشیده و بینی عقابی دارد به رنگ سفید و چشمان سیاه، جوینده شرف و بزرگی ولی فروتن. دارای اعتدال و حقجو.برای راندنش سخنی و نوازشی کافی است.اما اسب دیگر، خمیده و زشت اندام، رنگ سیاه، چشمان زاغ و خون آلود.گردن کوتاه و کلفت و چهره پهن. خمیرهاش از گستاخی و غرور. گوشهایش کر است و با تازیانه هم به سختی میتوان راندش.وقتی ارابهبان به معشوق نزدیک میشود، گرمی محبت فرا میگیردش، اسب خوب را شرمساری مانع میشود که به سوی معشوق بجهد، اما اسب دیگر به تازیانه توجه نمیکند، از جا میجهد و موجب رنج ارابهران و اسب دیگر میشود.نزدیک معشوق: ارابهران از دیدن زیبایی به یاد زیبایی واقعی میافتد که او را همدوش خردمندی بر تختی بلندپایه تماشا کرده بود.سر خم میکند و پیش معشوق نماز میبرد و به خاک میافتد، مهار اسبها چنان کشیده میشود که اسبها به زانو در میآیند، یکی با رضا و دیگری با سرکشی.اسب خوب شرمسار و بهت زده، نفسش را عرق گرمی میپوشاند، اما اسب بد همین که درد کشیده شدن مهار کاهش یابد، سرکشی میکند و بدگویی به ارابهران و اسب دیگر میکندو به آنها میگوید دلیری و مردی ندارند و پیمان شکنی میکنند.وسوسه میکند هر چه آن دو مهلت میخواهند سودی نمیکند.چموشی میکند، لگد می اندازد و پیش میرود. ارابهران دهانه را میکشد و دهان او را پرخون میکند و این صحنه چند بار تکرار میشود عاقبت اسب شریر، رام میشود .نفس عاشق اادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آریا محمدپور تاريخ: شنبه 6 مرداد 1403 ساعت: 13:20

چون از سر شوق دست به موهای زیبایش بزنم در خشم میشود( ایهام: موهایش تابدار میشود) و اگر به دنبال مهر و آشتی باشم تندی کند.۲- و با گوشه ابروی خود که چون هلال ماه کمانی است، راهزن تماشاکنندگان جمالش میشود و زود پنهان میشود( خانلری:نظارگان بیچاره)۳-در شب باده نوشی که همگان خواب و خمارند، با بیداری ویرانم میکند و آنگاه که در روز شکایت میکنم، خود را به خواب میزند.۴- آری راه عشق همین است، پر از غوغا و زیان! هر که ناشکیبایی ورزد خواهد افتاد( تسلیم و خرسندی تنها راه است. خانلری: پر آشوب و آفت)۵- ولی با این همه گدایی درگاه معشوق برتر از سلطنت است! آیا کسی از سایه آرامبخش معشوق به آفتاب میرود؟!۶-وقتی روزگار سیاهی مو پایان یافت، هر چه بکوشند از سفیدی مو کاسته نمیشود( سواد: چرکنویس بیاض: پاکنویس)۷-حباب که مغرورانه بر روی شراب کلاهداری و سروری میکند، به زودی از بین خواهد رفت( تمثیل برای غرور جوانی، ثروت، دانش و ...)۸- آری آنکه مانع آشکار شدن راه حق است خودت هستی حافظ! از خود بلند شو! خوشا به سعادت کسی که در راه حق بیپرده رود و شاهد زیبایی آن باشد.بیت اضافه در خانلری: دلا چو پیر شدی، حسن و نازکی مفروش/ که این معامله در عالم شباب روددکتر مهدی صحافیانآرامش و پرواز روح + نوشته شده در جمعه ۱۴۰۳/۰۵/۰۵ ساعت ۱۰:۵ ب.ظ توسط مهدی صحافیان  |  ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آریا محمدپور تاريخ: شنبه 6 مرداد 1403 ساعت: 13:20

کد پاکسازی: شفادهنده ناخودآگاه ۱صبح روزهای کودکی ساعت ۵ پدرم را پشت میزش،غرق اندیشهها میدیدم و میپرسیدم: چه مدت اینجا بودی؟ با لبخند میگفت: تقریبا به اندازه کافی اما نه کاملا کافی.اوایل دهه ۱۹۷۰ بود پدرم که سرپرست یک مطب استاندارد کایروپرکتیک بود، کنجکاو شد چرا اگر از روشهای درمانی یکسانی استفاده میکنیم برخی درمان میشوند و برخی نه.او دریافت که وقتی جریان انرژی( به ویژه الکترو مغناطیسی) در بدن وجود داشته باشد افراد بهبود پیدا میکنند.این پژوهشها به وسیله زمینه جدید دانش کوانتومی تکمیل میشد که بر جریان و میدان انرژی تمرکز دارد.در گذشته فکر میکردیم پالسهای الکتریکی عصبها، میدان الکترو مغناطیسی اطراف بدن ایجاد میکند اما حالا میدانیم میدان مغناطیسی اعصاب را به وجود میآورد؛ انرژی اول میآید.او دریافت که دستگاه انرژی مانند دستگاه گوارش کار میکند و تجربههای زندگی را به بخشهای،کوچکتر تقسیم میکند و در خود حل میکند.با این حال به جای پردازش اندیشهها و احساسها آنها را بسته بندی میکنبم و کنار میگذاریم، مانند غذای هضم نشده. سرانجام رویدادهای پردازش نشده بیشتری در ما انباشته میشود و راه جریان انرژی را سد میکند و دچار نمودهای بیماری میشویم که گاهی هولناکند.پدر من روش همگامسازی انرژی زنده B.E.S.T را ایجاد کرد که انرژیهای پراکنده در اثر تحربههای استرسزا را گردآوری میکند و دوباره در بدن به جریان میاندازد.بیش از سی سال است که صدها پزشک این روش را برای دهها بیمار به کار بردهاند و نتایج شگفت انگیزی گرفتهاند.نکته: جهان امروز توانسته امور معنوی را کاربردی و دارای اثر در زندگی امروزی کند.( ص۱۷۲- ۱۷۴)دکتر مهدی صحافیانآرامش و پرواز روح + نوشته شده در دوشنادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آریا محمدپور تاريخ: يکشنبه 10 تير 1403 ساعت: 18:18

کد پاکسازی: شفادهنده ناخودآگاه ۲ تمرین: رژه مورتر:- در حالت ایستاده پاها را به اندازه عرض شانه باز کنید و عمود نگه دارید. - یک قدم با پای راست به جلو بگذارید و زانوی راست را خم کنید تا به کار افتادن ماهیچه ران را حس کنید.بگذارید آگاهی ذهنی به درون هسته مرکزی بدن وارد شود. - دست چپ را در جلوی خودتان بالا بگیرید و با زاویه ۴۵ درجه به سوی جایی که سقف و دیوار به هم میرسند قرار دهید. کف دست را به صورتی بچرخانید که انگشت شست به سمت بالا اشاره کند. - دست راست را به سمت عقب ببرید تا با زاویه ۴۵ درجه پشت سرتان به سمت جایی که دیوار و کف به یکدیگر میرسند قرار گیرد.انگشت شست به سوی پایین خواهد بود.انگشتها را کامل بکشید- کمی بچرخید سر را به سمت چپ بچرخانید و در امتداد دست چپ به انگشت شست نگاه کنید.چشم راست را ببنديد. - در این وضعیت بک نفس عمیق از ناحیه شکم بکشید و نفس را نگه دارید .بر روی حس قوی سلامتی و رفاه یا عشق و بخشش تمرکز کنید.- نفس را تا ده شماره نگه دارید سپس بازدم را انجام دهید و به حالت وسط برگردید پاها را به اندازه عرض شانه باز کنید. - این کار را با پای چپ تکرار کنید سپس یک دور دیگر تا ۴ بار. هر چه تمرین پاکسازی را انجام دهید تغییرات بیشتری را خواهید دید(ص ۱۸۱-۱۸۲) دکتر مهدی صحافیانآرامش و پرواز روح + نوشته شده در چهارشنبه ۱۴۰۳/۰۴/۰۶ ساعت ۹:۳ ب.ظ توسط مهدی صحافیان  |  ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آریا محمدپور تاريخ: يکشنبه 10 تير 1403 ساعت: 18:18

ای مسلمانان! پیش ازین دلی آگاه داشتم که هر مشکلی را به پیشگاهش میبردم.۲-اگر در گرداب اندوه میافتادم با تدبیرش به ساحل نجات میرسیدم.۳- آری دردشناس و چاره اندیش بود که پشتوانه صاحبدلان بود.۴- اما به کوی معشوق که رسیدم دلم را گم کردم، پروردگارا! منزل عشق چطور مرا پایبند و اسیر کرد!۵- آری هنر و فضیلت مایه محرومیت و ناکامی است اما از من محرومتر کیست( آسمان کشتی ارباب هنر میشکتد- چون هنرهای دگر مایه حرمان نشود- فلک به مردم نادان دهد زمام مراد و ...نشاندهنده باور به ناکامی فضیلت دارد- هنر عشق نیز با فراق همراه است)۶-بر جان پریشان عاشقم دل بسوزانید که پیش از عاشقی کاردان و سرآمد بود.۷- اما پس از آگاهی بخشی عشق و تولد دوباره، گفتارم در هر مجلسی دلپذیر و شیرین شد.۸- اکنون نگو که حافظ نکته دان ک باریکبین است که در وادی عشق او را نادانی استوار یافتیم(خانلری: محکم غافلی)نکته؛ وادی عشق که منجر به بیخودی و آغاز ورود به وادی فنا هست در بیت ۴ بیان شده و در بیت ۷ و ۸ تکمیل شده است.دکتر مهدی صحافیانآرامش و پرواز روح + نوشته شده در جمعه ۱۴۰۳/۰۴/۰۸ ساعت ۹:۵۲ ب.ظ توسط مهدی صحافیان  |  ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آریا محمدپور تاريخ: يکشنبه 10 تير 1403 ساعت: 18:18

کد احساس: زبان روح ۱چند سال پیش به یک رابطه هشت ساله که فکر میکردم تا آخر عمر ادامه دارد، پایان دادم. یک سال پیش مادرم را از دست داده بودم.سگها که قرار بود با من بمانند هم رفته بودند. من ویران شده بودم.تجربه این درد را به خواب هم نمیدیدم.روحم را سوراخ میکرد...یک روز که به دفتر کارم می رفتم متوجه شدم چیزی را فراموش کردم برگشتم به سمت کمد اتاق خواب رفتم... ناگهان به روی تخت افتادم، قلب شکستهام از درون منفجر شد با تمام بدنم به گریه افتادم. حس میکردم اشکها از درون استخوانهایم بیرون میآیند یا موجهای درماندگی به گلویم میرسند و از دهان و چشم و حتی پوستم بیرون میریزند*من مصمم بودم راهم را ادامه دهم و اصلا دربارهاش فکر نکنم اما در حالت فرسوده و خسته احساسی مانند آب که به شکاف یک سد نفوذ میکند* به شدت بیرون ریخت.روی تخت در برکهای از اشکها افتاده بودم* ، همه چیز را رها کردم و به خود اجازه دادم فقط به درون درد سقوط کنم*. در حالی که هقهق میکردم قلب و شکم و همه بدنم را در آغوش گرفتم*، به ذهنم وارد شد: اگر همه چیز هم از دست برود من خودم را دارم.در میان اشکها بزرگترین حس لذت زندگیام را پیدا کردم..*متن علمی و پزشکی است، اما قسمت های ادبی زیبایی دارد که در وصف انرژیهای درونی آمده است.(ص۱۴۳-۱۴۵)دکتر مهدی صحافیانآرامش و پرواز روح + نوشته شده در سه شنبه ۱۴۰۳/۰۳/۲۹ ساعت ۶:۴۷ ب.ظ توسط مهدی صحافیان  |  ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آریا محمدپور تاريخ: دوشنبه 4 تير 1403 ساعت: 16:23

کد احساس: زبان روح ۲زندگی پروژه بیداری است، بیداری در ضمیر روحانی تا بتوانیم زندگی جادویی هدایت شده از طرف خداوند را تجربه کنیم.این بیداری با استفاده از اصطکاکهای درونی ایجاد میشود. اگر نباشد نمیتوانیم به این آگاهی برسیم، ما نیاز داریم تکانی بخوریم و از وضعیت موجود بیرون بیاییم تا متوجه شویم انرژی را به کدام بخشها هدایت کنیم و بخشهای پراکنده انرژی خود را به صورت یکپارچه درآوریم. ما نمیتوانیم از اصطکاک( روابط ما با دیگران- سخنان ناراحت کننده ...) خودداری کنیم و در این مورد هیچ گزینه دیگری نداریم تا وقتی بتوانیم به طور کامل با ضمیر روحانی خود زندگی کنیم.با تغییر جهت گیری از ذهن به بدن، از اندیشیدن به احساس کردن و از استدلال منطقی به تشخیص حسی دگرگونی شدیدی به وجود میآید و موجب افزایش ظرفیت غریزی، بهبود جریان انرژی و شفای بدن مادی میشود زیرا دیگر در دام استرسها و مسیرهای راز بقا نیست.( ص ۱۴۵-۱۴۷)نکته: قابل مقایسه است با حکایت مولانا در دفتر دوم در مورد عارف نامدار شیخ احمد خضرویه و پسرک حلوا فروش(قسمت 14 و 15 دریافتهای مثنوی دفتر دوم-شرح موضوعی مثنوی-) و رازگشایی از عطای خداوند بعداز تکانهای شدید درونی.دکتر مهدی صحافیانآرامش و پرواز روح + نوشته شده در چهارشنبه ۱۴۰۳/۰۳/۳۰ ساعت ۱۰:۹ ب.ظ توسط مهدی صحافیان  |  ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آریا محمدپور تاريخ: دوشنبه 4 تير 1403 ساعت: 16:23

معشوق من که از حضورش خانهام جای فرشتگان و سرشار آرامش بود، تمامی وجودش چون فرشته زلال و نورانی بود.2-دلم به بوی حضورش شوق حضور در شهر داشت، اما بیچاره دل نمیدانست که او عزم سفری بیبازگشت کرده است.3-آری تنها پرده راز از عشقم به این فرشته برداشته نشد بلکه شیوه روزگار از ابتدا همین پردهدری بوده است.4-معشوقم که پیوسته پیش چشم جسم و جانم هست چون ماه زیباست، افزون بر آنکه با هنر و ادبش صاحب نظر نیز هست. 5-ستاره نامبارکی او را از من گرفت چه میتوان کرد این است پادشاهی(طنز و تحکم: بدبختی) چرخش و زمانه قمری!!(دور قمری: دور آخر کواکب سیاره، چه دور هر کوکبی را هفت هزار سال دانند هزار سال به خودی خود صاحب عمل باشد و شش هزار سال به مشارکت شش کوکب دیگر و آدم پدر ما مردمان، در اول دور قمری به ظهور آمد-ناظم الاطباء-)6-دل عاشقم بپذیر! که تو درویشی بیش نیستی و معشوق پادشاه کشور زیبایی است!7-آری لحظههای خوشی و سرشاری همان بود که در حضور دوست گذشت و جز آن، سراسر بیخبری و بیثمری بود.(نسخه دانشگاه پرینستون: ز سر رفت)8-چه خوش بودم در لب آب با عطر گلها به ویژه گل وحشی نسرین، ولی افسوس که این حضور سرشار که چون گنج قارون شناور است در زیر زمین، از پیشم عبور کرد.(خانلری:سبزه ولیکن)9-عندلیب عاشق خودت را بکش از این حسادت و رشک که با صبا در وقت سحر با یارت عشقبازی میکرد.10-آری هر گنج خوشبختی و سعادت که خداوند به حافظ داده است از برکت حضور در دعای شبانه و ورد مخصوص سحرگاهی است.(خانلری:درس سحری)دکتر مهدی صحافیانآرامش و پرواز روح + نوشته شده در شنبه ۱۴۰۳/۰۴/۰۲ ساعت ۱۰:۲۴ ق.ظ توسط مهدی صحافیان  |  ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آریا محمدپور تاريخ: دوشنبه 4 تير 1403 ساعت: 16:23

صفحه بندی