اگر خاک کف پای معشوقم را به دست آورم بر لوح نقاشی چشمم خطی هنرمندانه و رازآلود نقش میکنم(خط غبار یکی از هفت قلم نوین، بسیار ریز که در پیامهای سری به کار میبردند یا برای آنکه بتوانند آن را بر پای مرغ نامهبر ببندند. شرح شوق،۳۱۹۵)
۲- در آرزوی دیدارت غرق دریای عشق شدم و امید دارم امواج اشکهایم مرا به ساحل وصال برساند.
۳-اگر فرمان دهد معشوق به ستاندن جانم، همان لحظه به نفسی جان تسلیمش کنم(ایهام:پروانه: فرمان و حشره- دم: لحظه- دمیدن صبح که شمع خاموش میشود- دم آتش-به دمی: خون به قرینه جان دادن)
۴- از پیمان عشق سرپیچی نکن و از آن شب که از روی اندوه دست به دعا بردارم اندیشه کن!
۵- زلفهای سیاه زیبایت قول دادند، که آرامش به عاشفان دهند ولی آرام و قرار از من گرفتند.
۶- ای نسیم، بویی از شراب زیباییاش به من رسان که این بوی شفابخش برای دفع خمار من بینظیر است(خانلری:شفا میدهد از رنج خمارم)
۷- اگر دوست طلای تقلبی دلم را بیعیار شمارد، بیدرنگ از چشمانم نقره اشک روان خواهم کرد(خانلری: در رهش از دیده شمارم)
۸- از من دوری نکن که پس از مرگ نیز، باد نمیتواند خاک گورم را از آستانت دور کند.
۹-ای حافظ! لب نوشین او جان عزیز من است پس آن لحظه که این جان را بر لب نهم و ببوسمش عمر دوباره یافتهام.
آرامش و پرواز روح
برچسب:
نویسنده: آریا محمدپور